شنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۹۲

شما زبر دستید

فردا خيانت خواهم کرد


فردا خيانت خواهم کرد، نه امروز
امروز ناخنهايم را بکشيد
خيانت نخواهم کرد
شما مرز‌های شهامت مرا نمیشناسيد
من اما از آن باخبرم
شما زبردستيد
سخت و زمخت و پر از حلقه‌های آهنين
بر پايتان چکمه‌های ميخ دار
اما من فردا خيانت خواهم کرد
نه امروز
به اين يک شب نياز دارم
تا تصميم بگيرم
دستکم به يک شب نياز دارم
برای برائت، ندامت و خيانت
برائت از دوستان
ندامت از نان و شراب
خيانت بزندگی‌
یعنی‌ مردن
من فردا خيانت خواهم کرد
نه امروز
در زير پنجره سوهانی است
نه برای جلاد
نه برای ميله‌های بيرون پنجره
بلکه برای رگ‌های مچ من
آری امروز حرفی‌ برای گفتن ندارم
فردا خيانت خواهم کرد.
ماریا کوهن.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر