شنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۹۱

امپراتوری ساسانی ۲

امپراتوریهای پارسی، هخامنشی، ساسانی، سامانی و صفوی تنها امپراتوریهای دنیا هستند



کوروش کبیر، امپراتور ساسانی، امپراتور سامانی

اگر علم را بشود به عنوان ابزاری در نظر گرفت که در جهت شناخت آنچه که هست و نیست به کمک بشر آمده و او را به روشن بینی‌ می‌رساند، علم تاریخ را از این نظر میبایستی یک استثناً دانست. تاریخ میتواند آدمی‌ را در تاریکی مطلق نگاه دارد. چرا که تاریخ را میتوان کاملا سلیقه‌ای نوشت و همهٔ واقعیات را وارونه جلوه داد و از امکان و زمینه وسیع دستکاری در آن به نهایت استفاده و گاها سواستفاده کرد.
برسم معمول، تاریخ را فاتحان می‌نویسند و فاتحان تاریخ مورد پسند خویش را می‌نویسند، و به حکم اینکه هیچ بقّالی نمی‌گوید ماست من ترش است، تاریخ نویسی فاتحان نیز به کام ایشان شیرین میباشد و این فاتحان هستند که آنچه ضعف و کاستی برایشان محسوب میگشته به نقاط قوت خویش برمیگردانند و قهرمانان و قهرمانی‌های رقیب را به نفع خویش مصادره میکنند.
در مورد ایران، ما در صد و پنجاه سال گذشته نه فاتح بودیم که تاریخ را به نفع خود بنویسیم و نه اصولا در نوشتن تاریخ خود دخالتی داشتیم. ( کتابخانه‌های ایران به گفته همین تاریخ نویسان فاتح، بار‌ها و بار‌ها به تاراج رفته و تخریب گشته و ایرانی‌‌ها که تاریخ نویسی و کلا کتاب نویسی و کتاب داری را به دنیا آموختند به جای رسیدن که تاریخشان را غربیه‌ها نوشتند ) به ما گفتن این تاریخ شماست ما هم دربست قبول کردیم.
و این تاریخ آنچنان ضدّ و نقیض برای ما نوشته شده که هیچ عقلی نمیتواند دو دو تای آن را کنار هم گذشته و ۴ را نتیجه بگیرد، مثلا از روی آثار باستانی که از زیر خاک به عنوان شاهد بیرون آمده و جای هیچ شکی را باقی‌ نمی‌گذارد، ما میدانیم که صاحب امپراتوریهای بی‌ نظیر به نام هخامنشی، ساسانی و صفوی بودیم که تمدنهای بسیار پیشرفته بودند، مثلا در علم مهندسی‌ آنچنان پیشرفته بودیم که باور نکردنی است، مثلا مهندسی‌ کانال سوئز که به دستور داریوش ساخته شده و هنوز موجود است و یا مجموعه عظیم پرسپولیس که اینک در زیر چنگال آخوند‌ها در حال نابودی است، علم مهندسی‌ امروزه را در بهتی شگرف فرو برده و این سئوال بزرگ را بوجود آورده که چگونه ممکن است که مهندسان آن دوره پایه‌های تخت جمشید را تا به این حد دقیق ساخته باشند، و اندازه‌گیری کرده اند که ضریب خطا و اختلاف در اندازه گیری بین فاصله ستون‌های این کاخ آنچنان کم و ناچیز است که امروزه با وجود کمک همه وسائل پیشرفته مهندسی‌ نمیتوان چنین زاویه خطا و اختلاف کوچک را ساخت و چنین دقیق اندازه‌گیری کرد،
و به حکم علم منطق، به وجود آوردن یک امپراتوری با جنگ و تسخیر دیگر کشور‌ها امکان پذیر و‌ ماندگار نیست اگر در آن علم وجود نداشته باشد اگر مهندس و صنعتگر نداشته باشد اگر دانشمند و محقق نداشته باشد، اگر ارتش قوی و پیشرفته نداشته باشد، نمیتواند مانند امپراتوری هخامنشی و ساسانی هزار سال امپراتوری باشد.
و به شهادت آثار باستانی ایران و اعتراف دنیا و یا کسانی‌ که برای ما تاریخ نوشته اند، ایران صاحب چنین امپراتوریهای وسیع و قوی بوده، آنچنان امپراتوری قدرتمند و تمدنی پیشرفته که توانسته، تمامی دنیا را به زیر پرچم خویش درآورد،
ولی‌ بما حقیقت را نگفتند آنجایی که نوشتند که یک گروه کوچک، جوان، وحشی، همجنس باز و دارای مشکلات روانی‌ با سپاهی کوچک از جای مانند یونان، راه افتاده و این امپراتوری را تسخیر کرده اند.(حمله اسکندر به ایران که دروغی بس احمقانه است.)
مثل اینکه امروز از جای مثل بولیوی یک گروه راه بیفتند و آمریکا را تسخیر کنند و بعد نام کبیر روی خودشان بگذرند، چگونه چنین چیزی امکان پذیر است؟
همین ابهام در مورد مایاها وجود دارد و گفته میشود که به ناگهان تمدن مایاها پایان پذیرفت، و همگی‌ مایاها به یک باره غیبشان زد، در آنجا چون نزدیک اروپا نیست نمیتوانند بگویند یک گروه یونانی راه افتاد و آنجا را تسخیر کرد و به همین خاطر نابودی ناگهانی تمدن مایا‌ها را جز مسائل حل نشده تاریخی‌ می‌نامند.
دانشمندان ژاپنی به تازگی به این نتیجه رسیدند که کرهٔ زمین در طول حیات خویش، چندین بار به عللی نامعلوم، تحت تشعشعات اتمی‌ قرار گرفته است، و در نقاطی از کرهٔ زمین این تشعشعات بسیار شدید بوده، و این را از روی حجم مواد رادیواکتیو ذخیره شده در لایه های درختانی که مورد آزمایش قرار داده‌اند، دریافته اند، دانشمندان ژاپنی میگویند، آخرین باری که زمین تحت تشعشعات رادیو اکتیو قرار گرفت، ۱۳۰۰ سال پیش بوده است.
و سئوال اینجاست که آیا بلایایی از این دست، ایران را قبل از اینکه اروپایی‌های پا برهنه و بربر، مانند لاشخور بریزند، از بین برده بوده و آنچه که قبایل بربر و وحشی‌ که در حاشیه شهری مدرن و آباد و متمدن پارسی میزیستند، بارسوءاستفاده از جنگهای دنیا برانداز چلیپی، تصاحب کرده اند، تنها شهر‌های خالی‌ از مردان‌ بوده، درست مانند آنچه که در مورد مایا‌ها گفته میشود اتفاق افتاده است؟
و آیا همین اتفاق در مورد امپراتوری پارسی نیز پیش نیامده است و چند صد بیابانگرد پا برهنه، در اواخر جنگ جهانی اول به شهر‌های نیمه خالی‌ نریخته و آنچه که از ایرانی‌‌های لطمه دیده باقی‌ مانده بوده، تصاحب کرده و باز ماندگان را نابود کرده اند؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر