شنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۹۱

وقتی‌ فضای سایبری ایرانی‌‌ها را شیوخ عرب میخرند.


انگلیس‌ها راه کسب درامد و پولدار شدن نوکران خرده پای خود را که به دلایل گوناگون ( مریضی روحی‌ و جسمی‌، اضافه وزن بیش از حد، نقص عضو و دیگر موارد) به ناتوانی‌ جسمی‌ دچار هستند را از طریق، استخدام این افراد در فضای سایبری و مأمور کردن آنها در جهت تبلیغات بر ضد این و آن، پیدا کرده اند و در این راستا، تعدای از این گونه افراد خرد پا و معلوم الحال را نیز در فضای سایبری ایرانی‌ بکار گرفته اند، و چون عادت دارند مخارج هر پروژه‌ای که دارند را به گردن عرب‌ها بندازند، چرا که میداند عرب‌ها مانند نوکری حلقه بگوش، دست روی چشم خود گذاشته و لبیک خواهند گفت، و در ضمن اگر رسوایی نیز در این رابطه رخ داد، همیشه میتوانند عرب‌ها را جلو انداخته و انگشت اتهام را به طرف آنان گرفته و بگویند ما نبودیم! در نتیجه اگر خبری هم در این رابطه به بیرون درز پیدا کند، این عرب‌ها هستند که نامشان برده میشود، در حالی‌ که طراح اصلی‌ انگلیس است.


مایکل ژانوفسکی، مقاله نویس LA Review of Books، از جزئیات داستانی پرده برداشته که در طی آن وی به سفارش یکی از شیوخ امارات در ازای دریافت پول در چندین سایت‌ (سایت‌هایی‌ مانند بالاترین و سایت‌هایی‌ که دقیقا کپی از بالاترین میباشند) مطالبی ضد ایرانی منتشر می کرده است. هر چند وی هویت شیخ اماراتی را آشکارنکرده اما بیان می دارد که انگیزه شیخ از انجام اینکار، تنفر وی از روابط حسنه برادر ناتنی خود با ایران بوده است! او می گوید:

"هدف شیخ از اینکار برانگیختن افکار عمومی در رابطه با خط تهدیدهایی (!) بود که از سوی ایران متوجه ساکنین شیخ نشین مربوطه میشود. او همچنین می خواسته به واشنگتن و سایر دولتهای غربی اعلام کند که شیخ نشین وی به دنبال مدرنیزاسیون بوده و خواهان به رسمیت شناختن اسرائیل و تسهیل مذاکرات صلح بین اسرائیل و فلسطینیان می باشد. با اینکه آن شیخ مخالف برتری ایران در منطقه بود، اما بیش از همه به دنبال کوتاه کردن دست برادر ناتنی اش از قدرت بود تا بتواند با اختیار تام امارت خویش را اداره نماید."

نزاع بر سر قدرت در خاندان سلطنتی امارات متحده عربی سابقه ای طولانی دارد. شیخ زاید بن سلطان آل نهیان، رئیس جمهور پیشین و بنیانگزار کشور امارات، نوزده پسر از چندین همسر خود داشت. دو تن از پسران وی در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۰ در حوادث مشکوکی کشته شدند. یکی دیگر از پسران او نیز به جرم شکنجه و تجاوز به یک بازرگان افغان در سال ۲۰۰۹ دستگیر شد، اما بعد از مدتی آزاد گردید که آزادی وی خشم قربانی و فعالان حقوق بشر را برنگیخت.




شیخ زاید و ۱۹ پسرش
مقاله جالب ژانوفسکی و وبلاگ نویسی اش برای شیخ مذکور، هم روزنه ای به روابط داخلی خاندان سلطنتی می گشاید و هم میزان تأثیر ایران بر آنها را نشان می دهد. در بخشی از این مقاله آمده است: ".. وبلاگها از یک طرف باید تصویر شیخ نشینی را که در جهت مدرنسیم حرکت می کند را نشان می دادند و از طرف دیگر سعی در ارائه تصویری شیطانی از ایران می داشتند که از اتفاق هر دو این پیامها برای کشورهای غربی جذاب بودند . .. یکی از وبلاگها حاوی مطالبی در رابطه با مبارزه علیه تلاش امارات برای میزبانی جشنواره بین المللی قایقرانی امریکا بود، با این استدلال که احتمال درگیری از سوی قایقهای نظامی ایران یا قایقهای قاچاقچیانی که اسلحه و قطعات مورد نیاز برنامه اتمی ایران را تأمین می کنند وجود دارد. هر چند نمی توان با قاطعیت در مورد تأثیر گذاری این وبلاگ اظهار نظر نمود چون ژانوفسکی پولی بابت ان دریافت نکرد، اما در عمل جشنواره مذکور در جایی دیگر برگزار شد." او در ادامه می گوید "ما تا حدی ضربه شصت به ایران نشان دادیم. در چندین وبلاگ ادعای مالکیت امارات متحده بر جزایر تنب کوچک و بزرگ در خلیج فارس تبلیغ شد. ما مداوما" اصرار می کردیم که آن جزایر ملک امارات متحده عربی است و ایران باید آنها را تخلیه نماید."

ژانوفسکی یکی از خاطرات جالب خود را مربوط به زمانی می داند که عالیجناب شیخ از او خواسته بود مطلبی راجع به دیدگاههای او در مورد رمضان بنویسد. با توجه به یهودی بودن ژانوفسکی، اینکار برای او سخت بود و نیاز به ساعتها پژوهش داشت. وی می گوید: سعی کردم تا خودم را در جایگاه شیخ فرض کنم تا بتوانم ذهنیت وی و آنچه که می خواهد بیان کند را تصور کنم. نتیجه کار یک وبلاگ متین با موضوع اعتقاد، خانواده و نیک اندیشی شد. وی می گوید جالب اینکه در طول ۳۵ سال کار روزنامه نگاری ام این اولین باری بود که کلمه الله را تایپ کردم. ژنوفسکی در پایان اشاره می کند که شیخ مذکور یک روز پس از فوت پدرش خودش را تسلیم کرد و به دستور برادر ناتنی اش دستگیر شد و محافظ وی نیز که یک سرباز قدیمی انگلیسی بود هم بازداشت گردید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر