جمعه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۱

مردمی که تاریخ خود را ندانند، مجبور به تکرار آن هستند. امپراطوری ساسانی بخش نخست

از این به بعد در هر فرصتی که پیش آید، سعی‌ می‌کنم تاریخ امپراطوری ساسانی را باز خوانی کنم، و در هر بخش شرح کوتاهی از این تاریخ را خواهم داد و در پایان نیز، در تحلیلی سعی‌ خواهم کرد، دلایل از هم پاشیدن این امپراطوری را با مدرک بازگو کنم.



ظهور اسکندر مقدونی برای اروپا سرنوشت ساز بود، زیرا با از میان رفتن امپراطوری هخامنشی که اولین و شاید تنها امپراطوری واقعی‌ در تاریخ بشر میباشد، ثروت‌های ایران آن زمان که شامل سرزمین پهناوری که از مرز‌های چین شروع شده و به شمال آفریقا و مناطقی عمیقتر در قاره آفریقا، تا نواحی یخ زده سیبری، و از طرف دیگر تا اروپای شمالی‌ کشیده میشد، و در زیر پرچم امپراطوری پارس و یا هخامنشی قرار داشت و اداره میشد، را به یونان فرستاده شد، به گفته ای، اسکندر به مدت ۶ ماه کاروان‌های شتر را شبانه روز از این ثروت‌ها پر کرده و به یونان میفرستاد و تاراج ثروتها تنها منحصر به مادیات نبود بلکه تمامی هنرمندان، صنعت گران، مهندسین، ستاره شناسان، پزشکان، فلاسفه و دانشمندان ایرانی‌ نیز همراه با این غنائم به یونان فرستاده شده و زنان زیبای ایرانی‌ با جامعه‌های حریر و زیبا و رنگارنگ به عنوان برده این کاروان‌ها را همراهی میکردند، تا جایی‌ که آمدن این بردگان به یونان مردم یونان را که تا آنزمان گونی به تن‌ میکردن آنچنان شگفت زده کرده بود که تا مدت‌ها نمیدانستند به آنها میشود دست زد و یا خیر و بعد‌ها این زنها و جامه آنها و آرایش سر و صورت آنها الگوی ساخت جامعه اشرفی یونان شد. و انتقال این ثروت‌ها به اروپا تحول اقتصادی بی‌ مانندی را به وجود آورده و باعث شکوفایی چشمگیر اقتصادی در اروپا گشت.




اسکندر و جانشینانش به مدت ۳۸ سال تا توانستند، شخصیت‌ها و رهبران ایرانی‌ را از میان برداشتند و مرکز فرهنگی‌ ایران را منهدم کردند، و مانع ایرانی‌‌ها در برگزاری مراسم فرهنگی‌‌شان شدند، و برنامه پاک‌سازی ایران از عناصر مادی تمدن ایرانی‌ را دنبال کردند. تمدن ایران با آمدن اسکندر متوقف شد. ایران که در امپراطوری هخامنشی در زمینه‌های علمی‌ ( ریاضیات، پزشکی‌، ستاره شناسی‌ و مهندسی‌ و معماری) چشم دنیا را خیره کرده بود، پس از حمله اسکندر تا زمان امپراطوری ساسانی متوقف شد و آنچه دانشمندان بزرگ ایران نوشته بودند به همراه آنها به یونان فرستاده شد تا ترجمه‌های ناقصی از آنها انجام گیرد و برای یونان مصادره شده و شناسنامه ش به نام یونانیان در تاریخ به ثبت برسد و به نام دانشمند یونانی به خورد بشریت داده شود. اسکندر تصمیم گرفته بود که هیچ نامی‌ از هیچ مرکز تمدنی به جز نام یونان در جهان بر جا نماند ( همان تصمیمی که امروز انگلیس‌ها گرفته اند و به همین مناسبت هم هر جا نشانی‌ از آثار باستانی باشد که حکایت از تمدن دیگر مردم کند ، به آن مناطق حمله کرده و آثارش را از بین میبرند، عراق، حلب، دمشق، مالی‌ و نابودی آثار باستانی ایران به وسیله نوکران دست نشانده اش در ایران و غیره و غیره، تو گویی با دزدی میتوان برای خود تمدن خرید ). هر چند اجل به اسکندر این اجازه را نداد و جانشینانش نیز درگیر کشتن یکدیگر بر سر تقسیم غنایم بودند و بیش از ۳۸ سال نتوانستند اهداف شومشان را ادامه دهند.




سرزمین پارس ابتدا گهوارهٔ تمدن و امپراطوری هخامنشی بود و سپس زادگاه امپراطوری ساسانی شد. این منطقه هیچ گاه تحت تسلط جانشینان اسکندر درنیامد ولی‌ بین حکمرانانی از خاندان محلی تقسیم گردیده و هر کدام از آنها برای خود استقلالی داشتند و بنام خود سکه می‌زدند. از میان این حکمرانان وهوبرز ( یعنی‌ خوش اندام) از همه مهمتر است. او پس از درگذشت اسکندر توانست تمامی سپاهیان یونانی و مقدونی پادگان استخر را کشته و بخش عظیم پارس را از یونانیان پس بگیرد. نام وهوبرز در منابع یونان اوبرزوس نوشته شده است. نام‌های دیگری همچون دارا، ارته خوشتر و منوچهر نیز بر سکه‌های یافت شده از این دوران در باستان شناسی‌ ها، قابل خواندن است. از روی سکه هایی که در این منطقه بدست آمده، تمامی این حکمرانان درفشی مشابه بر فراز سرشان دارند که درفش اسطوره یی کاویانی بوده است. نماد دیگری که با سکه این حکمرانان دیده میشود، آتشکده است که نشان زرتشت میباشد.





شواهد تاریخی‌ که از زیر خاک بیرون آمده نشان میدهد که حاکمیت سیاسی این حکمرانان، شباهت به تشکیلات سیاسی دوران هخامنشی دارد. منطقه پارس، مرکز امپراطوری هخامنشی بود و بعد‌ها مرکز امپراطوری ساسانی گردید. در اواخر دوران حکومت پارت ها، در این زمان ساسان ( پدر بزرگ اردشیر پاپکان، بابکان، که استاندار استخر بود، و داماد خاندان هخامنشی محسوب میشد، در پارس صاحب قدرت زیادی بود. همسر ساسان به نام رام بهشت، در زیبای زبان زد بود و هم او بود که بابک را برای ساسان به دنیا آورد. ( بابک به معنی‌ "پدر عزیزم" است ). بابک بعد‌ها به حکومت دارابگرد ( منطقه فسا و داراب امروزی) برگزیده شد و صاحب پسری به نام اردشیر ( موسسه امپراطوری ساسانی) گشت.





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر