جمعه، آذر ۱۰، ۱۳۹۱

ضرغامی پادو تورگ وقیح


وقتی یک پادو اطلاعات ترکیه در ایران همه کاره است



درحالیکه نجاست، نکبت، جنایت، دزدی، فضاحت از سر و روی تک تک عناصر وابسته به رژیم جنایات پیشه و سرکوبگر و مرتجع و اشغالگر جمهوری به اصطلاح اسلامی میبارد، و اسناد این ادعا توسط خود آنها، گاه و بیگاه، ضمن جنگ قدرتی‌ که با یکدیگر دارند به بیرون درز میکند و بنظر و گوش مردم ایران میرسد،
درحالیکه «شاه دزدان» در فاحشه خانه های لبنان و فلسطین و سوریه، مشغول عیش و عشرتند و یا در قمارخانه ‌ها با مال این ملت محروم به قمارهای میلیونی مشغولند،
درحالیکه با ساختن سد‌های عمدی و مضر، دریاچه ها، رودخانه‌ها و زمین‌های حاصل خیز ایران را نابود کردند، کوه‌ها را تراشیده و به صحراهای عربی‌ صادر کرده، جنگلها را با قطع درختان چند صد ساله به نابودی کشاندند،
درحالیکه زلزله، سیل و بلایای طبیعی، ایران و مردم ایران را در چنگال‌های خود گرفته است و این مردم کوچکترین حمایتی از طرف دولت دزد ضّد ایرانی‌ که بر سر ثروت عظیم آنها نشسته نمیشوند و منابع طبیعی و ثروت‌های عظیم متعلق به آنها بی‌دریغ صرف غرب و اسرائیل و پادوهای آخوندو نوکرانش و مردم سرزمین‌های دیگر میشود،
درحالیکه ایرانیان آزاده، آگاه، تحصیل کرده و وطن دوست در زندانها به بهانه و جرم گفتن «بالای چشم آخوند آبرو است» در روز روشن و در جلو دید همه، شکنجه و اعدام و کشته میشوند و با وقاحت مرگشان طبیعی نامیده میشود،
و درحالیکه تمامی اینها از طرف غرب با دقت، علاقه، وسواس و هیجان حمایت شده و با راه اندازی جنگ زرگری با این شیاطین مسلط بر ایران، ایرانی‌‌ها را ۳۴ سال است که در انتظاری کشنده و بلاتکلیفی و انفعال مطلق قرار داده و میدهند،
در این حال و اوضاع افراد معلوم الحال منحرف جنسی‌ مثل ضرغامی و قرائتی و جمعی بی‌سواد، خائن مزدور شده‌اند مربی‌ و معلم اخلاق جامعه و برای مردم تصمیم میگیرند که چگونه با یکدیگر رفتار کنند، و برای ایجاد انحراف و نفرت از ایران، یک تنه قانون صادر کرده و گفتگوی تلفنی بین زن و مرد را هم حرام نامیده و ممنوع میکنند، و کتاب خوانی، علم و سواد آموزی را حماقت می‌نامند، خانه فرهنگ، موسیقی و تاتر و سینما را می‌بندند، رشته‌های علوم انسانی‌ و تاریخ و ادبیات را از دانشگاه‌ها حذف میکنند، سعی‌ در ریشه کن کردن فرهنگ و هنر در ایران دارند تا ایران به جامعه قبایا بربر خود تبدیل کنند و به این ترتیب همان بلای که بر سر افغانستان آوردند که امروز منابع طبیعی آن براحتی‌ و بدون هیچ دغدغه از این کشور صادر میشود و حتی یک درصد آن هم خرج خود افغانی‌ها نمی‌شود، جماعت آگاه و بجان رسیده ایرانی‌ هم هرچه دارد بگذارد و یا بردارد به ترکیه و دیگر کشور‌ها برود و آنچه که میماند در جا و بدون هیچ مزاحمتی برای آخوند، ارتجاع و غربی‌ها صرف شود تا بیش از پیش لذتش را ببرند.
در آن مملکت اشغال شده که دلسوزی وجود ندارد تا رسیدگی شود و کسی‌ نمیپرسد ولی‌ من می‌پرسم:
حاج ضرغام خبیث که لعنت خدا بر آن مادر و پدری که ترا پس انداختند، کجا مدرک اجتهادت رو گرفتی‌ که حکم مذهبی‌ صادر میکنی‌ که صحبت کردن زن و مرد از طریق تلفن هم ممنوع است؟ تویی که مقادیر هنگفتی از سرمایه این مردم را دادی و سریال منحرف جنسی‌ حریم سلطان را که محتوای آن فقط در باره‌ زنای بیشرمانه بین زن و مرد است از ترکیه خریدی، تا به وسیله این سریال فرهنگ منحرف و توحش و تاریخ جعلی را در ایران تبلیغ کنی‌، و از قاتل مردم این سرزمین قهرمان بسازی و در حالیکه همه محور و محتوای این سریال در پایین تنه سلطان و اینکه چگونه یک زن با دو برادر در یک زمان همبستر میشود، و مستهجناتی از ایندست می‌گذرد، که ترویج بی‌ بند و باری و فحشا در جامعه است، با وقاحت و بی‌شرمی در کمال حماقت گفتگوی تلفنی بین زنان و مردان ایرانی‌ را هم به سلیقه خودت در رسانهٔ ملی‌ این مردم ممنوع کردی.
مرگ برای ایرانی‌ از اینچنین زندگی‌ واجبتر است تا اینگونه افراد برایش تعیین تکلیف کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر