چرا بیشترین حملات در تاریخ معاصر به سلسله های پهلوی و ساسانی شده است.
فرزند نسل انقلاب هستم. از هنگامی که به مدرسه رفتم همواره یک تضاد درفرهنگ و جامعه ایران می دیدم و برایم موجب سردرگمی بود. هنگامی که در کلاس تاریخ پنجم ابتدایی به سلسله ساسانیان رسیدیم وخواندیم که در دوره ساسانی طبقه بندی اجتماعی بوده و قیام مزدک به وسیله انوشیروان سرکوب شد و استدلال می شد که او عادل نبوده است . سپس حمله تازیان مسلمان در زمان یزدگرد سوم با آب و تاب نوشته شده بود و دلایل پیروزی آنها از قبیل باور به خدا و برادری و همچنین ظلم و فساد پادشاهان ساسانی و افتادن درفش کاویان به دست مسلمانان در جنگ قادسیه، برایم این پرسش پیش آمد که باید طرفدار ایران باشم یا لشکر خداوند؟ راستش ته دلم طرفدار کشورم بودم اما احساس گناه بچگانه ای هم داشتم که خدا حتما میفهمد و ممکن است مرا دوست نداشته باشد. هر چه به کلاس های بالاتررفتم و همچنین کتابهای پراکنده دیگرخواندم و رادیو تلویزیون گوش کردم ، هر چه شنیدیم ۴۵۰ سال سلسله ساسانی تمام خلاصه شده بود به سرکوب قیام مزدک و کشته شدن خسرو پرویز به دست شیرویه ، نه کسی به ما گفت در آن زمان کشاورزان بیمه خشکسالی داشتند، نه کسی به ما گفت پادشاهان ساسانی سد وقنات و دانشکده و کاخها و شگفتیهای معماری می ساختند، نه شنیدیم ایران از نظر معماری و پزشکی آنچنان پیشرفته بوده که هنوز غربیها در اسرار آن مانده اند، نه شنیدیم پس از حمله دروغین اسکندر در درازای هزار سال چنان از مرزها پاسداری شده بود که پای کسی برای نسل کشی و غارت به ایران باز نشده بود. کسی هم به ما نگفت تاژیان عبری بنام قبایل عرب و تورگهای بیابانی و بغایت بیرحم و خونخوار و بربر و وحشی که در حاشیه شهرهای مدرن و آباد ایران در چادرهای سیاه میزیستند، با سوءاستفاده از خلاء قدرت مرکزی در ایران در جنگ جهانی اول، وحشیانه ریختند و بازماندهگان جنگ را کشتند و ۳۰۰ هزار اسیر از ما بردند و تمامی ثروتهای ایرانیان را مال خود کردند، کتابخانه ها را سوزاندند، کاخها و حمامها و باغهای معروف پارسی و سد ها را ویران و غارت و خراب کردند و قنات ها را کور کردند و پول زور به نام جزیه می گرفتند. هیچگاه نشنیدیم قیام های استخر پارس و ری و آذربایجان و گرگان و خراسان بارها در خون خفه شد. چه کسانی مدام بر روی سرکوب قیام مزدک مانور می دهند؟ آخوندها ی با عمامه مانند مرتضی مطهری، آخوندهای کت و شلواری مانند علی شریعتی، عبدالعلی بازرگان و برخی از توده ای های بی وطن.
همین سه گروه هنگامی که به سلسله پهلوی می رسند باز به تحریف تاریخ می پردازند.
از دید این سه گروه. رضا شاه که اصلا شاه نبوده، خان بوده! محمد رضا شاه هم که تنها با ساواک مشغول شکنجه مردم بوده است! شاهان پهلوی از وقتی آمده اند تنها دزدی کرده اند و آدم کشته اند تا وقتی که رفتند! همواره کوشیده شده ازفرد بی کفایتی مانند احمد شاه قاجار که سالی ۱۵ هزار پوند به دولت انگلستان و فرانسه کمک مالی می کرده و درهای ایران را آنچنان باز گذاشته بود که این مفسدین هرچه میخواستند از ایران میدزدیدند و کشتی کشتی آثار باستانی و آثار هنری و پول و گندم و محصولات کشاورزی و اسلحه و توپ و اجناس آنتیک ووو با خود به اروپا میبردند و حتی کشتیهای ایرانی را در آنجا مالخود میکردند، و خود بیشتر وقت را در اروپا به خوش گذرانی مشغول بود چهره ای دموکرات و مستقل بسازند و در برابر تمام فساد و بی کفایتی شاهان قاجار سکوت پیشه کنند. پیشرف های دوره پهلوی به حساب پیشرفت تکنولوژی در جهان گذاشته می شود و ما نمی دانیم این چه رازی است که ناگهان با آمدن رضا شاه همه چیز کشف شد و به ایران آمد و با رفتن محمد رضا شاه هم جهان دچار پسرفت شد و ایران هم در نتیجه آن به قهقرا رفت.
رژیم پهلوی تنها رژیم سکولار پس از دوران سیاه قاجار در ایران است، شواهد آن آزادی پوشیدن و نوشیدن، و ایرانی بودن، آزادی زنان و رفع تبیض جنسی و مذهبی، قوانین مدرن دادگستری به جای شرعیات بوجود آمده در اواخر دوران قاجار توسط انگلستان و فرانسه است، اما همواره کوشیده شده است با نشان دادن عکسی از شاه در حج و داستانی از دوران کودکیش او را شخصی خرافه پرست و اسلام پناه که مسئول نشر فرهنگ شریعت در ایران است معرفی کنند. جالب است کسانی که او را متهم به این چیزها می کنند خودشان را هنوز دخیل به آخوندهای وابسته به غرب بسته اند و گروهی که نام ملی و مذهبی را یدک می کشند خودشان از ماله کشان مذهبی هستند. بعضی از این نوکران استعمار که ادعای ملی گرایی دارند به ما نگفتند چرا تجزیه طلبان بیشترین ناسزا ها را به رضا شاه میگویند ؟
درد مشترک این سه گروه چیست؟ هر سه گروه ضد ناسیونالیست ایرانی و اصولا ضد موجودیت ایران و ایرانی هستند. آخودندها نماینده و نوکران غرب و ناشر ارتجاع و عقبماندهگی و آخوندهای کت و شلواری بعنوان ماله کشان سیاست های ضد ایران و ایرانی غربیها، هر سه گروه را به هم پیوند میدهد تا با سلسله ساسانی به عنوان آخرین نماد ایران باستان و سلسله پهلوی به عنوان ناسیونالیسم نوین و توسعه گرا به مخالفت برخیزند و تاریخ را تحریف کنند.
چون برعکس دیکتاتوری مذهبی که بیغیرت ترین، خائنترین و فاسدترین حکومتها است، ناسیونالیست دشمن غارت و چپاول کشور به وسیله بیگانگان است، و اجازه این کار را نمیدهد، و این نیاز و خواستهٔ دنیای غرب وحشی برای کشورهای صاحب ثروت نیست و آنها دیکتاتورهای مذهبی را با جان و دل آورده و بقدرت نشانده و نگهداری میکنند، چرا که دیکتاتوری مذهبی بطور مستقیم و غیرمستقیم حافظ منافع آنهاست و مردم آزادی خواه و وطن پرست این سرزمینها را سرکوب کرده و در فساد اخلاقی مردمان عادی و کوچه بازار، اثری شگرف دارد.
منبع: سایت روشنگر نسل سوخته
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر