شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۹۱

شاهد بازی

شاهدبازی

بطوریکه از مطالعهٔ کتب قدیم برمیاید، عشق مرد به مرد در ایران باستان سابقه نداشته است، به همین دلیل در آثار دورهٔ ساسانیان، سامانیان، صفوی و پیش از آنان از قبیل رودکی، شهید بلخی و ابو شکوری بلخی و شاهنامه فردوسی‌ مطلبی در این خصوص نیست. شاهد بازی اما نزد قبایا تاژی مانند اعراب و بویژه تورگها این امر کاملا رایج و معمولی بوده است.(۱).





مراد از عشق افلاطونی یا Plantonic Love عشق مرد به زن است، منتهای این عشق پاک و بی‌ شائبه است. در نزد قدمای یونان در عشق مرد به زن شائبه سودجویی مثلا تولید مثل است، اما عشق مرد به زن میتواند پاک و بدون شائبه باشد، چنان که سقراط در این نوع عشق، به دنبال مسائل جنسی‌ هم نیست.
همین تفکر است که بعد‌ها وارد شعر ایرانی شد و در نزد عرفا چنین تعبیر شد که عشق پاک تمرینی است از برای عشق آسمانی و عشق به خداوند جمیل که باید بدون هر شائبه‌ای مثلا طمع بهشت و بیم دوزخ باشد. عبارت معروف صوفیان که می‌گوید: " مجاز پلی برای رسیدن به حقیقت است"، یعنی‌ عشق مجازی و زمینی‌ میتواند وسیله‌ای برای رسیدن به عشق حقیقی‌ یعنی‌ عشق آسمانی باشد. چنان که مولانا در مثنوی در بارهٔ عشق زمینی‌ می‌گوید:
عاشقی گر‌ زین سر و گر‌ ز آن سرست
عاقبت ما را به جایی‌ رهبرست.



شاهد بازی در نزد تورگها بشدت مرسوم بوده است. پس از رخداد شوم جنگهای چلیپی و کشته شدن شهریاران و دلاور مردان ایران ، قبایل تاژی و بربری که در حاشیه شهرهای ایرا میزیستند از فرصت سوءاستفاده کرده و به قتل و غارت کودکان و زنان و کهن سالان ایرانی پرداخته و شهرهای ایراک، سوریه، اتراکیه و یا ترکیه جعلی، لبنان، امارات و عربستان ووو را گرفتند. با ورود عنصر تورگ و عرب به سرزمین پاکان و پارسایان، شاهد بازی تا حدودی در ایران راه یافت.

از سطور فوق میتوان دریافت که شاهد بازی در ایران دو منشأ دارد، یکی‌ اعراب و دیگری تورگها‌. شاهد بازی که مأخوذ از تورگها است جنبه توحش‌ داشت و با عمل جنسی‌ وحشیانه همراه بود.



از نوشته‌های افلاطون معلوم میشود که عشق مرد به زن در یونان کاملا مرسوم بوده است و امثال سقراط به تبع پیشینیان خود، به آن جنبه معنوی و فلسفی‌ و با اصطلاحات ما جنبه الهی و عرفانی داده بودند.

رساله ضیافت یا مهمانی، افلاطون اختصاص به عشق دارد و در آن عشق مرد به زن با ارجاع به رفتار و پندار سقراط تفسیر فلسفی‌ شده است. مبانی چند اموزهٔ مهم عرفانی ایرانی‌ از جمله این اصل که می‌گوید : "عشق زمینی‌ نهایتاً به عشق آسمانی راه می‌یابد"، در این رساله به تفصیل دیده میشود. سقراط خود به عشق ورزی با خوبرویان دانا معروف بوده است و از باب نمونه عشق او به الکیبادس در رسالهٔ ضیافت افلاطون آمده است.



در آثار افلاطون تکیه بر این عشق معنوی است اما از فحوای عبارات او برمیاید که عشق جسمانی‌ هم بین مرد و زن مرسوم بوده است و در این مورد سخن از آفرودیت یا الهه زیبایی و اروس خدای عشق زمینی‌ شده است



پاورقی
۱- ایرانیان برای قبایل بربر که در حاشیه شهر های ایران میپلکیدند، واژه تاژی را بکار میبردند. بعدها این واژه را اعراب بخاطر ناقص زبانی و نداشتن حرف ژ، به تازی برگرداندند که اشتباه است.

هیچ نظری موجود نیست: