سه‌شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۱

آیا آتا تورگ و یا پدر ملت تورگ همجنسباز بود؟


آتاتورگ جنایتکاری مامور انگل استان و یهود




در بارهٔ آتا تورگ، پرسشهای بیجواب بسیاری وجود دارد که با توجه به روحیه واپس گرا، بسته و دگم تورگ ها، برای رسیدن به جواب این سؤالات میبایستی به مراجع دیگری رجوع کرد تا خود تورگها، چرا که مغز تورگها بقدری نسبت به آتا تورگ شسته شده است که اگر به مادر آنها توهین شود اینقدر عصبی و ناراحت نمیشوند که اگر مثلا پرسیده شود چرا آتا تورگ با وجود اینکه به ظاهر ازدواج کرده بود، هیچ گاه صاحب فرزندی نشد، و ۹ بچه‌ای که بعد از مرگش در خانه ش پیدا شدند، چه نسبتی با آتا تورگ داشتند.



و یا اینکه آیا این صحیح است که آتا تورگ، مذهب یهودی داشت و دشمن واقعی‌ مسلمانان و مسیحیان کاتولیک بود، و از طرف دولت انگلیس و فراماسیون یهودیان مأموریت داشت تا، دین کاتولیک را از کشوری که انگلستان بعد از جنگ جهانی‌ اول به نام تورگیه تاسیس کرده بود، ریشه کن کند؟ و برنامهٔ کشتار مسیحیان به دست تورگان بربر در همین راستا اجرا شد و آتا تورگ آن را رهبری میکرد؟ آیا این صحیح است که بعد از کشتار بیرحمانه زرتشتیان و کاتولیک‌های تورگیه، آتا تورگ، به مسلمین این کشور پرداخت و برای از بین بردن اسلام نیز، نهایت تلاش خود را در این کشور کرد؟



آیا این صحیح است که در زمان آتا تورگ، هر پرسشی در باره اعمال جنایتکارانه او، از جمله کشتار ۴۰هزار علوی با وضع فجیع و زنده زنده سوزاندن آنان، پرسشگر را با شکنجه‌های قرون وسطایی، زندان و در نهایت گلوله پاسخ داده میشد، و در آن کشور هیچ تنابنده ای، جرات پرسش در بارهٔ کارهای آتا تورگ را نداشت؟
و یا چرا تورگ‌ها با شدت و جدیت مسله بیماری آتا تورگ که منجر به مرگ وی شد را پنهان میکنند، و از اینکه بگویند آتا تورگ به خاطره بیماری کبدی که بر اثر استعمال بیش از حد مشروبات الکلی بوجود آمده و باعث ورم و دردناک شدن کبد وی شده بود و وی را تا سر حد جنون آزرده کرده و در انتها نیز موجب مرگش شد، شرم دارند.
و یا چرا امروز در قرن ۲۱ هم تورگ‌ها با حمایت انگلیس و لابی یهود، به طرز مسخره و ابلهانه ای، کشتار ارامنه را انکار کرده و به هر کشوری که بخواهد از این کشتار حتی نامی‌ ببرد، بیشرمانه حمله ور میشوند.
این چرا‌ها و چرا‌های دیگری از این دست، هیچ گاه نه اجازه مطرح شدن، پیدا کرده‌اند و نه هرگز پاسخ داده شده‌اند، و نتیجه این دیکتاتوری مضحک تورگ ها، باعث برانگیختن این کنجکاوی شده و سئوال مهمتر و اساسی‌ تری را برمیانگیزد که تورگیه از چه چیزی فرار می‌کند و اصولاً سعی‌ در پنهان کردن چه چیزی را دارد؟
تورگ‌ها بسیار علاقه دارند که آتا تورگ را در کنار رضاشاه بزرگ، این رهبر کشور کهن و بزرگ و مهد تمدن دنیا، بگذارند و از این راه چهره موجهی از آتا تورگ در دنیا بسازند، در حالیکه این دو کوچکترین تشابهی به یکدیگر ندارند، که هیچ، بلکه بسیار با یکدیگر تفاوت دارند.
رضاشاه یک ایرانی‌ وطن پرست بود که همه تلاشش نجات، ایران از کشتار هولناک ایرانیان و ویرانی های وحشتناک جنگ جهانی نخست و نجات ایرانیان از هجوم قبایل بشدت وحشی و خونخوار و قاتل که در حاشیه شهرهای ایران میزیستند و جنگ برای آنان فرصت طلائی در جهت قتل و غارت ایران و مردم ایران بوجود آورد، بود. درحالیکه آتا تورگ، ماموری بود که دستورات انگلیس و یهودیان را مو به مو اجرا میکرد، و بدنبال جدائی بخش غربی ایران و ساخت سرزمین جعلی تورگی برای ایجاد یک پایگاه برای یهودیان بود.
تا ۳۰ سال پیش، تا ۸۰ در صد تورگ‌ها بی‌سواد بودند و تنها و تنها به یمن فتنه۵۷ و اشغال ایران توسط غرب و اسرائیل و تشکیل دولت داعشی بنام جمهوری اسلامی در ایران و سرازیر شدن پول ایران به تورگیه، این کشور توانست مدارس را در کشورش برپا کند، و مردم را تا حد اکابر باسواد سازد، آنهم با خط من درآوردی که یهودیان برایش ساختند. و آتا تورگ خط و زبان پارسی را در سرزمینی که اشغال را کرده بود، به دستور انگلیس ممنوع اعلام کرد. (شیوهٔ از بین بردن زبان و خط رسمی‌ کشورها که پارسی بود ، شیوهٔ انگلیس است تا به این ترتیب، بتواند شالودهٔ آن کشور را از هم بپاشد، این کار را در هر کشوری که با کشتار، به استعمار خود در می‌اورد انجام میداد، مثل هندوستان، ترکیه، پاکستان، آفریقای جنوبی و و و)



و یا رضاشاه، دستش بخون بیگناهی آلوده نشد، درحالیکه آتا تورگ، نسل کشی ارامنه و کرد‌ها و زاز ها و علویها ووو را در کارنامه ننگین خود دارد، و این درحالی‌ است که کشوری که رضاشاه به ارث برد از هم پاشیده بود و در گوشه گوشه آن، از یک طرف مشتی خائن و خود فروخته در صدد تجزیه ایران به نفع انگلیس و روسیه بودند، و از طرف دیگر قبایل بربر. و حشی حاشیه نشین نرزهای ایران و اشرار و اراذل و مزدوران خارجی‌، مانور میدادند، از طرفی‌ رضاشاه از خارج تحت فشار دولت های، غرب و شرق بود، و از داخل فشار آخوند های یهودی و مرتجعین و اکثریت ناآگاه، کا را برای این مرد بزرگ تقریبا غیرممکن ساخته بود، در حالی‌که آتا تورگ از حمایت صد در صد جامعه یهودیان و انگلیس و فرانسه مکّار برخوردار بود و از هر حرکتی که میکرد پشتیبانی میکردند.
و با چهره دد منشانه و وحشی و دیکتاتوری که با کشتار مردم بیگناه ایرانی تبار از خودش نشان داده بود، در تورگیه حتی یک مرد وجود نداشت که جرات نفس کشیدن داشته باشد، چه برسد به اینکه مانند ایران، بخواهد از او در روزنامه‌های کثیر الانتشار مملکت، شدیدترین انتقادات را بکند، همان کاری که ملت آزاده ایران با رضاشاه بزرگ میکرد.
در چنین شرایطی کار برای آتا تورگ مثل خوردن باقلوا و برای رضاشاه کشنده و زجر آور ‌بود.
و نتیجه آنچه که رضاشاه کرد، به وجود آمدن کشوری آباد، با مردمی شاد بود که بسرعت بطرف جلو پیش می‌رفتند، و نتیجه آنچه که آتا تورگ کرد، ویرانی، بیسوادی، سرخورده و عصبانی و غمگین و ناراضی و مهاجرت اکثریتی عظیم از تورگ‌ها به کشورهای اروپایی و در آنجا تن‌ به پست‌ترین کارها دادن، اقتصاد ورشکسته بود. تا که در دنیا مثلی‌ را در رابطه با تورگیه بوجود آورده بود که می‌گفتند در تورگیه باید یه کامیون پول ببری که بتوانی‌ یه بسته آدامس بخری و و و، و جالب اینجاست که امروز عده‌ای پان تورگِ خود فروش و خائن، با عنوان کردن اینکه رضاشاه از آتا تورگ یاد گرفته است، سعی‌ در بزرگ کردن آتا تورگ مأمور و اعمال حماقت بار او دارند.
و یا در زمان رضاشاه، با وجود دولت مقتدر مرکزی، در ایران عصر شکوفای مطبوعات و آزادی سخن روی کار آمد، و آزادی مطبوعات به اوج خود رسید، پدیده‌ای که هیچگاه در تاریخ ایران، سابقه نداشت که از شخص شاه در روزنامه‌ها انتقاد تند و آتشین کنند و این کار را روزنامه نگاران معروفی مثل علی‌ دشتی، مکرر انجام میدادند و آش را تا آنجایی شور کردند که، رضا شاه به علی‌ دشتی، شخصاً اخطار داد که هورمون‌هایش را کنترل کند، در حالی‌که در تورگیه تنها سئوال کردن راجع به یکی‌ از به اصطلاح رفرم‌های آتا تورگ، منجر به کشتن وحشیانه سئوال کننده میشد. و شاهد این مدعا، همین زمان حال حاضر است، شما بروید در تورگیه و یک سئوال ساده بپرسید، سئوالی که در هر جای دنیا، میتوان در بارهٔ رهبران آن کشورها مطرح کرد و احتمالاً یا جواب گرفت، یا با شوخی‌ و طنز آن را رد کرد، ولی‌ شما برید و در تورگیه امروز بپرسید، آیا آتا تورگ همجنس باز بود و اگر سالم از آن کشور خارج شدید، میتونید بگید پادشاه فرنگید.



رضاشاه و آتاتورگ هنگام بازدید رضاشاه بزرگ از تورگیه تاریخ: ۲۲ ژوئن ۱۹۳۴افتخاری که رضا شاه با سفرش به تورگیه نسیب آتا تورگ کرد، در همهٔ عکس‌هایی‌ که از این سفر، تورگها به دنیا نشان دادند، نمایان است، چهره چاپلوسانه و غرق شادی آتا تورگ در مقابل رضاشاه بزرگ همه جا به وضوح نمایان است و در همه جا آتا تورگ به نشانهٔ احترام عمیق، یک قدم از رضا شاه بزرگ عقب تر ایستاده است. در آن زمان تورگیه ویران سرایی بود که مردمی بغایت وحشی در آن میلولیدند و حتی یک خیابان آسفالت نیز نداشت. و کشف حجاب با زور را که به رضاشاه نسبت میدهند درواقع کاری بود که آتاتورگ در مورد زنان بغایت عقبمانده و بربر قبایل تورگ کرد. در ایران در زمان قاجارها زنان از زیباترین و خوش پوشترین زنان دنیا بودند و تاریخ این زمان زنان زیبا پوش ایران را بعنوان زنان فرانسه و آمریکا در قرن ۱۹ نشان دنیا میدهند و تاریخ جعل میکنند، در ایران هیچگاه مشکلی با حجاب نبود که رضاشاه بخواهد آنرا برطرف کند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر