شنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۹۱

جنگ تریاک

جنگ تریاک نخست

جنگ نخست انگلستان و چین که به جنگ تریاک نخست معروف است، بین سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۲ میلادی روی داد. این جنگ و همچنین جنگ تریاک دوم، نخستین مرحله نفوذ موثر انگلستان به چین بشمار می‌رود.



پیش از وقوع جنگ، خرید چای از چین توسط انگلستان که مردم بریتانیا علاقه زیادی به آن داشتند، بسیار افزایش یافته بود و در مقابل انگلستان، کمتر کالایی داشت که مورد نیاز چین بوده و آنرا معاوضه نماید. در نتیجه انگلستان با کاهش پول خود که آنرا با چای چین مبادله می‌کرد، روبرو شد و انگلیسی‌های حاکم در هند (که آنزمان در هندوستان مشغول قتل و غارت بودند) صادرات نقره هند به انگلیس را متوقف کردند. غارتگران انگلیسی هند که صادرات این کشور در دست آنان بود نوع جدیدی از تجارت را گسترش دادند. انگلیس کشت خشخاش را در هند گسترش داده بود از اینرو انگلیسی ها تصمیم گرفتند تا درمقابل دریافت چای، تریاک و کتان صادراتی هند را در اختیار چین بگذارند.



پس از مدتی، افزایش شدید اعتیاد به تریاک در چین و در نتیجه افزایش واردات آن و کاهش ذخیره نقره آن کشور، مقامات چینی، واردات تریاک را ممنوع اعلام کردند.این تصمیم در ابتدا مانع بزرگی برای غارتگران انگلیسی که به قاچاق تریاک به چین می‌پرداختند، محسوب نمی‌شد، ولی در اواخر دهه ۱۸۳۰، این قانون بطور جدی اجرا شد و صندوق‌ها و انبارهای حاوی تریاک توقیف گردید. دولت چین لین ز شو را مامور ضبط و آتش زدن کلیه محموله های تریاک در بندر کانتون کرد و او این کار را انجام داد. اعمال محدودیت بر همه گونه کالای وارداتی در بندر کانتون، انگلیسی ها را ناخشنود ساخت.





در ماه ژوئن ۱۸۴۰، نیروی دریایی انگلیس با لشگری از سربازان هندی، به دهانه رود کانتون، نخستین جنگ تریاک را آغاز کرد. با رسیدن ناوگان انگلیسی به یانگ‌تسه کیانگ، سقوط شانگهای و سپس رسیدن به نانجینگ، چین تسلیم و مجبور به امضای پیمان نانجینگ با انگلیس شد که طبق آن:
۱- هنگ کنگ به انگلیس واگذار شد.
۲ - پنج بندرگاه چین که انگلیسیها در آن حق اقامت و تجارت داشتند، به روی انگلیس گشوده شد.
۳ - شهروندان انگلیسی که در چین به ارتکاب جرم می‌پرداختند، باید در دادگاه‌های انگلیسی محاکمه می‌شدند.
۴ - نرخ عوارض کالاهای وارداتی و صادراتی را انگلیسیها تأیین میکردند.

با امضای پیمان نانجینگ، سایر کشورها مانند ایالات متحده آمریکا، روسیه و فرانسه نیز خواستار امتیازات مشابهی مانند انگلیس شدند و در عرض چند سال قراردادهای مشابهی با چین بستند.



انگلیس با وارد کردن صندوق صندوق تریاک به ایران، قصد داشت با بلای اعتیاد، ایران را نیز به نابودی بکشاند، تا حدودی هم موفق شد و اگر رضا شاهی در این مملکت قد علم نکرده بود، ایران امروز وضعیتی بدتر از آنچه که هست داشت.



واقعیت این است که در دنیا کمتر کشوری را میتوان یافت که انگلستان آنرا مدتی‌ به خاک سیاه ننشانده باشد، حتی آمریکای‌ها نیز با از دست دادن افراد زیادی و به دنبال جنگ‌های خونین و با کمک فرانسه توانستند این زالوی دنیا را از کشورشان بیرون بیندازند.



در چين كهن، فروشندگان دوره گرد، ترياك را مانند بستنی در گاريهاي كوچكي در خيابان مي فروختند. در دهه ۱۹۲۰، چين ۹۰ درصد ترياك جهان را توليد ميكرد و هزاران كيلو مرفين و هروئين صادر ميكرد. در دوران جنگ جهانی دوم، ۷۰ ميليون معتاد در چين وجود داشت. یعنی تعداد معتادين آن بيشتر از تعداد جمعيت بسیاری از كشورهای جهان بود!



«سائی يونگ ـ مائی» يكي از اهالی شانگهای كسیكه بسياری ديدار كنندگان آمريكائی را در اوائل سالهای ۷۰ ملاقات كرد، گفت، «۲۳ ساله بودم كه ترياك كشی را شروع كردم. اوايل زياد نمی كشيدم، ولی شوهرم بطور جدی معتاد بود، در نتيجه او به شبحی تبديل شده بود، انسانی كه ديگر نمی توانست كاری انجام دهد. و چون نمیتوانست كار بكند، پولی هم نداشت كه با آن ترياك بخرد، پس مجبور شد كه ترك كند و بدن ضعيفش نتوانست تحمل بكند و مرد. وقتی او مرد، آنقدر از فقدانش رنج میبردم كه برای گريز از غم، بيشتر و بيشتر، ترياك میكشيدم. در نتيجه من نيز معتاد شدم. تمامی احساس مسئوليت، حتی نسبت به پسر كوچكم را از دست دادم. بسياری اوقات حتی يادم میرفت به او غذا بدهم. بچه ام وقتی هفت ساله بود، مرد. چون قادر نبودم از او در دوران بيماری سختش، مراقبت كنم.»



در چين، تلفات انسانی ناشی از ابتلا به مواد مخدر، عظيم بود. كارگران گرسنه سعی میكردند با روياهای شيرين ترياك درد گرسنگی را فراموش كنند و با پول مختصری كه بايد خرج غذايشان میشد، ترياك میخريدند. هزاران معتاد مستقيماً از گرسنگی میمردند، هزاران تن ديگر فرزندانشان را ترك ميكردند و يا حتی آنان را برای خريد مواد مخدر میفروختند. يك ژاپنی كه در دهه ۱۹۲۰ به چين شمالی سفر كرده بود، صحنه را چنين تصوير میكند:
«در دايرين، در اسكله ها و ايستگاه راه آهن، گروههای باربر وجود داشت. اولين چيزی كه در منچوری توجه توريستها را جلب میكرد، اندامهای نيمه لخت و از كثافت سياه شده باربران بود. من از هكی زانسو، مجتمع خوابگاه باربرها ديدار كردم. بسيار تكاندهنده بود. در اينجا بساط ترياك آشكارا گسترده است. ترياك در اين هنگام در انحصار دولت غيرنظامی كوان تونگ بود و گفته میشد كه اين سيستم انحصاری برای محافظت مردم از سم ترياك طرحریزی شده است. در هكی زانسو ترياك آشكارا تجارت میشد. من قادر به فهم اين اوضاع نبودم. آيا اين استعمارگری بی پرده نبود؟ در سالهای بعد وقتيكه در مناطق مركزی چين مسافرت ميكردم، اين احساس در من عميق تر شد چرا كه دريافتم، چگونه ژاپنی ها با استفاده از معافيت برون مرزی (معافيت از قوانين چين ـ مولف) بعنوان دستفروش مرفين، به خارج از بنادر محل استقرارشان میرفتند و سم آنرا پخش ميكردند.»





مسافر ديگری بنام هاری فرانك كه در سال ۱۹۲۴ به آنجا رفته بود، راجع به وضعيت ايالت ينان جنوبی نوشت: «چينی های مطلع میگويند كه نه نفر از هر ده مرد و شش نفر از هر ده زن در كونمينگ، و حتی اغلب بچه ها در مدارس متوسطه ترياك می كشند، تقريبا تمام باربران وافورهای ترياك و جعبه های قلعی چراغهايشان را آشكارا بر روی بارشان حمل ميكردند. در هر مغازه محقری كه چای يا برنج عرضه میكرد، ترياك هم آزادانه مثل تنباكو بفروش میرسيد. نيم انگشتانه پر از سم كهربائی به ده سنت ينانی. دود كردن آن ده تا پانزده دقيقه طول میكشيد.»

بالاتر از سطح مردم عادی، ترياك كشی در ميان افسران ارتش، كارمندان دولت و اعيان زميندار، امری عادی بود. آنطور كه فرانك گزارش میكند «از قرار معلوم مدير بانك اشكالی در كار كارمند ارشدش كه هنگام انجام تجارت، وسيله ترياكش كنار مخده يا شاه نشينش قرار داشت نمیديد، اين به كارمند ارشد اجازه میداد كه در فاصله بين معاملات دراز كشيده و ترياك بكشد.»
بطور خلاصه، چين كشوری بود كه از بالا تا پائين با مواد مخدر به نخ كشيده شده بود. اين فقط يكی از مشكلاتی بود كه جمهوری خلق چين از قرنها ستمگری فئودالی و سلطه خارجی به ارث برده بود.



چگونه كشور بزرگی مثل چين توسط مواد مخدر ويران شد؟ آنهائيكه هميشه قربانيان را سرزنش میكنند، میگويند بخاطر «ضعف اخلاقی» بوده است. اين ادعای مزخرفی است. ترياك حتی يك محصول بومی چينی نبود. ترياك و سپس مرفين و هروئين، بزور سرنيزه و تفنگ به مردم چين تحميل شد. اينست موضوع به اصطلاح «جنگهای ترياك.» انگلستان در سال ۱۸۳۹ در چين جنگ براه انداخت تا حق قانونی فروش مواد مخدر به چين را بدست آورد.
در ابتدای تجارت مستقيم بين اروپا و چين در عصر مدرن، مشكلی برای انگلستان بوجود آمد. انگليسها بشدت خواهان خريد چينی، چای و ابريشم از چين بودند، اما چينیها خواهان خريد چيزی از انگلستان نبودند. معنايش اين بود كه خريداران انگليسی مجبور بودند بهای خريد خود را با فلزات گرانبهایی چون طلا و نقره پرداخت كنند. طولی نكشيد كه چين از اين تجارت خيلی ثروتمند شده و طلا و نقره هندیها که انگليسیها با آن تجارت میکردند، را انباشت میكرد.



آنچه انگليسیها لازم داشتند، كالائی بود كه چينیها خريد آنرا رد نكنند. اين كالای ايده آل، ترياك بود كه توسط انگليسی ها در هند و برمه كشت میشد. تاثير تجارت ترياك بلافاصله بود. چنانچه يك جزوه نوشته شده قرن نوزدهم راجع به كمپانی هند شرقی انگليس میگويد،«كمپانی هند شرقی برای سالها از تجارت ترياك درآمدی عظيم بيرون كشيده و از اين رهگذر دولت انگليس و ملت نيز به اختيارات سياسی و مالی عظيمی دست يافته اند. چرخش موازنه تجارت بين انگلستان و چين بنفع انگلیس، سالانه ۶ ميليون پوند به ملت سود ميرساند، و البته به قیمت فقیر شدن هرچه بیشتر هندوستان.» چينیها از خطرات ترياك آگاه بودند. ترياك كشی توسط پرتقالی ها و هلندیها به چين آورده شده بود و در ۱۷۲۹ امپراتوری ایران، به چين فرمان تحريم ترياك كشی صادر كرد. با اين حال، قاچاق ترياك ادامه يافت و واردات آن از ساليانه ۱۰۰۰ صندوق در سالهای ۱۸۰۰ به ۴۵۰۰ صندوق در سال ۱۸۳۸ رسيد. يعنی حدود سالی ۳۰۰۰ تن ترياك.
در سال ۱۸۳۹، رهبر چین از افراد خود بنام «لين تسوسو» را مسئول ريشه كن كردن تجارت ترياك در كانتون، يكی از بنادر چين كه بروی كشتیهای خارجی باز بود، كرد. بعد از تلاش بيهوده برای متقاعد كردن نمايندگان تجاری انگليس در كانتون برای منع كشتیهای هندی تحت فرمان انگليس، از اشتغال به تجارت ترياك، كه با تخلف از قوانين صورت ميگرفت، «لين» گام های مستقيم تری برداشت. او ۲۰۰۰۰ صندوق ترياك از انبارهای كانتون را مصادره كرد و آنها را در مراسمی عمومی نابود كرد.



سرمايه داران انگليسی و آمريكائی كه مشغول تجارت ترياك بودند، اين كار را تعرض وقيحانه به مالكيت خصوصی تلقی كردند! انگلستان بلافاصله به چين اعلان جنگ داد و به اين كشور تجاوز كرد. نخستين جنگ ترياك، كه از ۱۸۳۲ تا ۱۸۴۲ بطول انجاميد، به شكست چين منتهی شد. و چين مجبور شد مبلغ ۲۱ ميليون دلار غرامت بابت ترياك نابود شده به انگليسيها بپردازد، و زير سرنيزه به امضاء قراردادی تن بدهد كه طبق آن پنج شهر بندری بروی كشتی های انگليسی گشوده ميشد. سال بعد آمريكا، چين را مجبور به امضاء قراردادی برای اعطای حقوقی مشابه كرد و بدين ترتيب بخش بزرگی از ثروت «نيو اينگلند» از تجارت ترياك در چين انباشت شد.

كماكان، بطور ظاهری وارد كردن ترياك به چين غيرقانونی بود. اين مشكل بوسيله دومين جنگ ترياك ۱۸۶۰ ـ ۱۸۵۶، كه طی آن سربازان هندی تحت فرمان انگليسی و فرانسوی، پكن پايتخت چين را تسخير كردند، حل شد. چين، در زير سرنيزه مجبور به امضاء قرارداد نابرابر ديگری شد كه دروازه های آنرا چارطاق بروی تجارت ترياك باز ميكرد. در سال ۱۸۸۰ ساليانه ۶۵۰۰ تن ترياك به چين وارد میشد و كشت ترياك به مقياس وسيعی در ايالت های سچوان و ينان، آغاز شده بود.



تريـاك مسيـح
در سالهای ۱۸۸۰ مرفين، ماده مخدری كه از ترياك مشتق شده، وارد چين شد و بعنوان درمانی برای اعتياد ترياك مورد استقبال قرار گرفت (همانطور كه امروز در ايالات متحده، متادن بعنوان درمانی برای هروئين تجويز ميشود). مرفين اغلب توسط مبلغان مذهبی غربی و بنام درمان اعتياد توزيع میشد و بين مردم بعنوان «ترياك مسيح» شناخته شد. سپس در قرن بيستم، هروئين كه در آلمان بعنوان داروی شگفت آور نوينی توسط كمپانی داروئی «باير» ساخته شده بود، وارد چين شد و در كپسولهای كوچك قرمز بعنوان «قرص ضد ترياك» فروخته شد. در دهه ۱۹۲۰ اروپا و ژاپن ساليانه بيش از ده تن هروئين به چين صادر میكردند.
در سال ۱۹۲۷ چيانكايچك رئيس دولت ناسيوناليست چين،(درواقع دست نشانده انگلیس) دستور قتل عام انقلابيون كمونيست را در شانگهای صادر كرده و قدرت را گرفت. سپس ترياك را كاملا قانونی كرد. او بزودی مجبور شد اين دستور را لغو كند، اما بعد از آن كه معاهده سال ۱۹۲۵ ژنو تجارت بين المللی هروئين را ممنوع كرد، چيانكايچك مستقيما درگير توليد مواد مخدر در چين شد.



از سال ۱۹۳۴ چيانكايچك، مسيحی شد و «كارزار زندگی جديد» خود را اعلام كرد. او گفت كه ميخواهد اخلاق مردم چين را بهبود بخشد و خود را رئيس دايره مبارزه با مواد مخدر كرد. اينكار در عمل بمعنای فشار آوردن بر كليه توزيع كنندگان ترياك بود، بجز آنانی كه وابسته به حزب وی يعنی گوميندان بودند. كنترل انحصاری تجارت ترياك به يك منبع درآمد عمده دولت تبديل شد. در همان زمان، ژاپنی ها تجارت مواد مخدر را بعنوان پشتوانه مالی حضور فزاينده اشغالگرانه خود در چين، مورد استفاده قرار دادند. وقتی آنها شانگهای را در زمان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۰ تسخير كردند «دفتر جلوگيری از ترياك» كه متعلق به ژاپن بود، به معتادين و فروشگاههای فروشنده ترياك تحت بهانه چاره جوئی برای «معالجه» ميليونها معتاد، جواز داد. ولی نتيجه آن سالانه ۷۲ ميليون دلار سود برای ژاپنی ها بود. تحت اشغال ژاپنی ها در شهر نانكن ۵۰۰۰۰ نفر چینی به هروئين معتاد شدند.



حتی بعد از انقلاب ۱۹۴۹ كه چين رها شد و بالاخره تجارت مواد مخدر را محو كرد، باقيمانده های مافيای مواد مخدر چينی در تبعيد، به همكاری با سازمان سيای آمريكا ادامه دادند. برای مردم چين، «مشكل مواد مخدر» از ابتدا تا انتها مشكلی بود مربوط به امپرياليسم خارجی و استعمار. و آنهائیكه مدعی جلوگيری از تجارت مواد مخدر بودند، هميشه بزرگترين رواج دهندگان آن از آب درآمدند. برای چين تنها راه حل، انقلاب بود.





امروز سرازیر شدن انواع خطرناک مواد مخدر به ایران، شاید تجربه دوبارهٔ کشورهای غربی و حتی چین برای به نابودی کشاندن تمامیت ایران باشد، متاسفانه کشور عزیز ما ایران، از هر جهت، تهدید میشود، و ایرانیها در دام سخت و خطرناکی افتاده‌اند که فقط چشم به بردن مال و منابع طبیعی آنها ندارد، بلکه هدف نابودی کامل و نسل کشی ایرنیهاست و رشد منفی‌ جمعیت ایران یکی‌ از نشانه‌های آن است.







هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر