ماجرای سفرهای کوروش کبیر بر روی کره زمین. حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت، آری به اتفاق، جهان میتوان گرفت.
کسانی که از موزه بریتانیا دیدن کرده باشند، در قسمت خاور میانه، و در بین هزاران هزار آثار باستانی به یغما برده شده از این منطقه، به ۱۲ لوح گلی برخورده اند که بر روی آنها، قدیمیترین داستان زندگی بشر، به خط میخی نوشته شده است.( اصولاً موزههای غرب به خصوص انگلیس، اسناد و شواهد معتبر و غیر قابل انکاری هستند که از چپاول و غارت ملتهای دیگر به وسیله انگلستان، شهادت میدهند و جالب اینجا است که ملت انگلیس به این موزهها که با اموال کشورهای دیگر پر شده است و کلا این چپاول را، جز افتخارت خودشان میدانند، درست مثل اینکه دزدی با اموال به سرقت رفته از دیگر خانهها نمایشگاهی ترتیب دهد، و با این کار به دیگران فخر بفروشد.)
بهرحال این ۱۲ لوح گلی که قدیمیترین سند تاریخی از زندگی اجتماعی بشر میباشد، به داستان گیلگامش ( درواقع شرح سفرهائی است که کوروش کبیر بر روی کره زمین کرده است)معروف است. از روی ترجمه متون حکّاکی شده بر روی این الواح، حقایق زیادی بخصوص در رابطه با تاریخ زمان کوروش کبیر، برای بشر آشکار شده است. مثلا داستان به آب سپردن کودکی در سبد و در رود نیل، یعنی ماجرای زندگی موسی، و یا داستان کشتی نوح، در این کتاب نوشته شده است و این در حالی است که عمر این کتاب، به چند هزار سال پیش از ساخت و تولد این به اصطلاح پیامبران بر روی زمین میرسد، و این حقیقت را میرساند، که داستان موسی در واقع یک کپی از روی یکی از داستانهای این کتاب است و ماجرای ظهور موسی و عیسی و ادیانشان تنها ساختهٔ دست بشر میباشد تا یک رخ داد الهی. و دروغی به نام دین، هزاران سال است که به خورد بشر داده شده، و ادیانی مانند، مسیحیت و اسلام و یهود، ادیانی ساختکی و دروغی بیش نیستند.
گیلگامش، پادشاه شهری به نام اوروک بوده است و این شهر در منطقهٔ میانرودان (بین نهرین) یا ایران کنونی قرار داشته است. حماسهٔ این پادشاه مربوط به هزاران سال پیش از امپراتوری ساسانی است. دانشمندان باستان شناس آلمانی در کاوشهایی که در منطقه ایران بزرگ انجام داده اند، به آرامگاه این پادشاه (آرامگاه کوروش بزرگ) و مجموعه کاملی از شهر اوروک دست یافتند که با ارزشترین اسناد تاریخی از زندگی و تمدن بشر اولیه در ایران بزرگ بود ( موزه بغداد در اولین روز حمله آمریکا به عراق و درست زیر بمبارانها و محاصرهٔ نیروهای امریکای، انگلیسی، غارت شد و آثار باستانی بسیار گرانبها و با ارزش از این موزه به سرقت رفت، و آثار باستانی و متون و کتب خطی این موزه که با ارزشترین آثار باستانی و سرآمد تمامی آنچه که در دیگر موزههای دنیا قرار دارد بود، به جای نامعلومی منتقل شد. حتی مجسمههای سنگی که قد بعضی از آنها تا سه متر میرسید و بدون جرثقیل امکان حرکت دادنشان نبود ، در آن گیر و دار جنگ که مردم عراق از ترس در خانهها پنهان شده بودند، و بر سرشان بمب ریخته میشد، معلوم نشد با چه وسیلهی از این موزه به سرقت رفت. و پس از اشغال ایران توسط غربیها اولین جائی که غارت شد، موزه ها و کتب خطی باستانی و جواهرات سلطنتی ایران بود و جایگزین کردن آنها با کپی های بی ارزش.).
در الواح به دست آمده، گفته شده است که کوروش کبیر و یا پادشاه گیلگامش دو سوم خدا و یک سوم انسان بوده است و بعد از اینکه او را در بستر پالادرود دفن میکنند، رود پالاد به ناگهان از وسط باز شده و به دو شاخه تقسیم گردیده است. به گفته این دانشمندان، در شهر باستانی کشف شده اوروک ، ساختمانهایی پیدا شده است که با توضیحات و شرحی که در منظومه گیلگامش نوشته شده کاملا یکسان است. ساختمانها و کانالهای بسیار پیشرفته و شگفت انگیز این شهر، نشان از یک سیستم پیچیده و مدرن مهندسی میدهد که در آن زمان از طرف مردمی که در این ناحیه و فلات قارهٔ ایران، زندگی میکردند، مورد استفاده قرار میگرفته است، این کانالها که کار ایرانیان باستان میباشد، قرار بود به عجایب هفت گانه اضافه شود و این عجایب را به عجایب هشت گانه ارتقأ دهد که سیاستهای غرب از این کار جلوگیری کردند.
نخستین ترجمه پهلوی به پارسی حماسه گیلگمش توسط دکتر منشیزاده در سال ۱۳۳۳ خ در زمان شاه فقید ایران محمد رضا شاه پهلوی انجام شد و پس از آن از زبان پارسی به زبانهای دیگر ترجمه و منتشر شد.
داستانهای حماسی هومر که به عنوان شاهکار ادبیات یونان نامیده میشود در واقع کپی ناقصی از داستانهای گیلگمش است، همانطوری که کمدی الهی دانته برگرفته از کتب نویسنده و دانشمند بزرگ ایران سنائی است، مثلا در کمدی الهی راهنمای دانته در سفر جهنم و نیمی از برزخ شاعر محبوبش، ویرژیل میباشد و راهنمای گیلگمش (کوروش کبیر)در سفر به دنیای تاریکی ها (دنیای ظلمات برای یافتن آب زندگی جاودان) سیدوری سابیتو (آواتاری بنام خزر) یکی از خدایان میانرودان است. در اسطورهها سیدوری سابیتو را آواتاری فرزانه میدانند.
برای علاقمندان اطلاعاتی را که از اینجا و آنجا پیدا کردم در زیر میگذارم.
حماسهٔ گیلگامش یا حماسهٔ گیلگَمِش یکی از قدیمیترین و نامدارترین آثار حماسی ادبیات دوران تمدن باستان ایران است که در منطقهٔ میانرودان و یا ایران بزرگ شکل گرفته است. قدیمیترین متون موجود مرتبط با این حماسه به پنج هزار سال پیش میرسد که به زبان پهلوی میباشد. کاملترین متن آن که به ما رسیدهاست متنی است که بر الواحی از طلا نگاشته اند. که اینک در غرب است، این مجموعه شامل دوازده لوح است، هر لوح مشتمل بر شش ستون پله وار به صورت شعر که ضمن کاوش در بقایای کتابخانه ایران بزرگ بدست آمد. هریک از این دوازده لوح یا دوازده سرود شامل شش ستون است در سیصد سطر، مگر آخرین لوح آن که آشکارا الحاقی و به وضوح از یازده لوح قبلی کوتاه تر است.
کوروش کبیر نخستین کتابخانه مدرن را در ایران بزرگ بنیان نهاد، (همانگونه که بزرگترین و اولین بانک را در بابل ساخت) بخشهایی از کتابخانه او در کاوشهای باستانشناسان(غارتگران بیسواد و شیاد) انگلیسیها در تپه کویونجیک در استان نینوا، عراق در حدود ۱۸۵۰ میلادی کشف شد، این کتابخانه که منبعی گرانبها برای شناخت تمدن ایران باستان و دیگر تمدنهای میانرودان باستان است و آثاری چون حماسه گیلگمش و افسانه توفان زرتشت در آن یافت شده، هم اکنون در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
داستان گیلگمش را «جستجوی بیمرگی» نامیدهاند، انگیزه ای که بنیان بیشتر اسطورههای ایران باستان را تشکیل میدهد. گیلگمش پادشاهی نیمه خدا و پهلوان و بزرگوار و سازنده بود. او که نیمهآسمانی است دوسوم وجودش ایزدی و یکسوماش انسانی است. حماسه گیلگمش با ذکر کارها و پیروزیهای کوروش بزرگ آغاز میشود به گونهای که او را مردی بزرگ در پهنه دانش و خرد معرفی میکند. از جمله او میتواند توفان را پیشبینی کند.
گیلگمش که از چیرگی مرگ بر زندگی و سرنوشت اندوهگین است، زیستن را همانند سدی شکسته در برابر خود مییابد. مرگ اِنکیدو؛ دوست و همدمش، او را به بازی تقدیر کشانده، و پهلوان در جستجوی «سرزمین حیات» و «اوتنا پیش تیم» (که پیشتر به بیمرگی دست یافتهاست)، آرام و آرامش خویش را کنار گذشته و به جستجو روی میآورد. گیلگمش خسته و درمانده به خانه بازمیگردد و شرح رنجهایی را که کشیده بر گلنوشتهای ثبت میکند. ایزد «انلیل» به پهلوان میگوید که «ماندگاری» نصیب فناپذیران خاکی نمیشود، اما ثروت و قدرت به گیلگمش خواهد رسید. در پایان حماسه، گویی که پیشگویی انلیل بوقوع میپیوندد، و داستان، با سرودی در بزرگداشت پهلوان حماسی پایان میپذیرد.
حماسه گیلگمش در ۱۲ لوح ذکر میشود. حوادث این ۱۲ لوح به طور تیتروار چنین است:
گیلگمش، آن که از هر سختی شادتر میشود
آفرینش انکیدو، و رفتن وی به اوروک، شهری که حصار دارد.
باز یافتن انکیدو گیلگمش را و رای زدن ایشان از برای جنگیدن با خومبه به، نگهبان جنگل سدر خدایان.
ترک گفتن انکیدو شهر را و بازگشت وی.
نخستین رؤیای انکیدو
بر انگیختن شمش، خدای سوزان آفتاب، گیلگمش را به جنگ با هومبابا و کشتن ایشان دروازهبان هومبابا را.
رسیدن ایشان به جنگلهای سدر مقدس
نخستین رویای گیلگمش
دومین رویای گیلگمش
جنگ با خومبه به و کشتن وی، بازگشتن به اوروک.
گفتگوی گیلگمش با ایشتر الهه عشق و بر شمردن زشتکاریهای او.
جنگ گیلگمش و انکیدو با نر گاو آسمان و کشتن آن و جشن و شادی بر پا کردن.
دومین رویای انکیدو
بیماری انکیدو
مرگ اانکیدو و زاری گیلگامش
شتاب کردن گیلگمش به جانب دشت و گفتوگو با نخجیر باز.
سومین رویای گیلگمش
رو در راه نهادن گیلگامش در جستوجوی راز حیات جاویدان و رسیدن وی به دروازهٔ ظلمات، گفتوگو با دروازه بانان و به راه افتادن در درههای تاریکی.
راه نمودن شمش، خدای آفتاب، گیلگمش را به جانب سی دوری سابی تو فرزانه کوهساران نگهبان درخت زندگی
رسیدن گیلگمش به باغ خدایان
گفتوگوی گیلگمش و سی دوری سابی تو؛ و راهنمایی سی دوری سابی تو، خاتونی فرزانه، گیلگمش را به جانب زورق اوتنپیشتیم. دیدار گیلگمش و اورشه نبی کشتیبان؛ به کشتی نشستن و گذشتن از آبهای مرگ.
دیدار گیلگمش و ئوت نه پیش تیم دور، گیلگمش را؛ و شکست گیلگمش. آگاهی دادن اوتنپیشتیم دور، گیلگمش را ار راز گیاه اعجاز امیز دریا.
به دست آوردن گیلگمش گیاه اعجاز آمیز را و خوردن مار، گیاه را و بازگشت گیلگمش به شهر اوروک
عزیمت گیلگمش به جهان زیرین خاک و گفتگوی او با سایه انکیدو. پایان کار گیلگمش.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر